تبليغاتX
نشانه هاي زميني

نشانه هاي زميني

و براي شما نشانه هايي است در آنچه مي بينيد و آنچه مي شنويد...

نشانه دهم

آنگاه که می بخشید کریمانه و بی دریغ ببخشید.

به بودن یا نبودن میندیشید.

بگذارید بخشش شما هستی پیرامون تان را فرا بگیرد.

مانند گلی که عطر خود را بی دریغ می پراکند چه پروانه ای باشد چه نباشد....

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 شهریور1388ساعت   توسط نشانه  | 

نشانه نهم

و آنگاه که به دست می آورید بدان لحظه بیندیشید که ناگاه از دست می دهید.

مانند آن پرنده که ناگاه در آسمان پرهایش بریزد.

پس اگر سقوط کردید بدانید که زمینی بوده اید و اگر متعالی شدید آسمانی

بوده اید.

این گونه دوست بدارید.

نه زنجیر باشید و نه در زنجیر.


+ نوشته شده در  دوشنبه 23 شهریور1388ساعت   توسط نشانه  | 

نشانه هشتم

و آنگاه که زلال عشق چشمهایتان را شست سکوت کنید و به هیچ میندیشید.

بدانید در قلمرو دوست داشتن اندیشه ای را مجال تاختن نیست.

...و عشق تفسیر آن لحظه ایست که از سکوت سرشار است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 شهریور1388ساعت   توسط نشانه  | 

نشانه هفتم

هر گياه رويشي يگانه دارد.

هر چشمه مسيري يگانه دارد.

هر كوه بلندايي يگانه دارد.

هر اقيانوس ژرفتايي يگانه دارد.

ماه يگانه مي تراود و مهر يگانه مي تابد.

تو نيز يگانه آفريده شده اي.

پس يگانه باش بي هيچ تقليدي. بي هيچ تعلقي.

اين كمال توست.

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 شهریور1388ساعت   توسط نشانه  | 

نشانه ششم

وحشي باشيد ... 

   مثل خارهاي خسته بيابان.

   مثل صخره هاي صامت كوه.

   مثل بادهاي بيباك مشرقي.

   مثل غريزه اي غريب در اوج يك بلوغ.

   مثل فرود فرياد در سكوتي ويران.

وحشی باشید

و بگذاريد باد وحشي زلفكانتان را آشفته سازد بي هيچ درنگی.

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 شهریور1388ساعت   توسط نشانه  | 

نشانه پنجم

پروانه باشيد و بگذاريد گردباد سرنوشت شما را به وادي هاي نو بكوچاند.

مترسيد.

بي پروا رها باشيد كه زندگي جز رهايي در مسير باد نيست.

بدانيد بي آنكه بخواهيد باد شما را با خود خواهد برد.
+ نوشته شده در  دوشنبه 23 شهریور1388ساعت   توسط نشانه  | 

نشانه چهارم

از خويش بيرون بياييد.

چون كرمهاي خفته كه به اميد پريدن به گرد خويش پيله بافته اند به دور خود پيله

مبافيد.

همانا شما چون آن كرم های ابريشميد كه بافته هايتان گورهايتان خواهد بود.

و این سرنوشت غریب شماست.

 
+ نوشته شده در  دوشنبه 23 شهریور1388ساعت   توسط نشانه  | 

نشانه سوم

انسان كيست جز نگاهي در غباري

و زندگي چيست جز لبخندي و گذاري.

چون نگاه بشكفيد و چون غبار برقصيد

زانكه زندگي چون عابري مبهوت از پيشتان خواهد گذشت.  

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 شهریور1388ساعت   توسط نشانه  | 

نشانه دوم

سپيد مي نويسم و ساده در دنيايي كه سياه و درهم پيچيده است.

سپيد مي نويسم و ساده بي هيچ نقشي,

بي هيچ نگاري.

+ نوشته شده در  جمعه 19 تیر1388ساعت   توسط نشانه  | 

نشانه نخست

به نام سپیدی به نام نور و به نام هر آنچه تاریکی را می زداید.

+ نوشته شده در  جمعه 19 تیر1388ساعت   توسط نشانه  |